سيد جلال الدين آشتيانى
907
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
منزله : « انت بمنزلة هارون من موسى » و احاديثى ديگر كه نقل شده ، بر اين معنى دلالت تام دارد . از آنچه كه ذكر شد ، اسرارى ظاهر مىشود : اوّل : نبوّت از اشتداد جهت ولايت ، تحقق پيدا مىنمايد و هيچ نبيى بدون جهت ولايت نمىباشد . چون مقام ولايت ، باطن و مقام نبوّت ، جنبه ظاهر ولايت است . دوّم : هر نبيى افضل از اولياء زمان خود است ، چون ولايت اولياى او بمقامى از استكمال نرسيده است كه قابل اكتساب نبوت باشد ، بلكه هر نبيى از اولياى غير زمان خود كه مقام ولايتشان به مرتبهء ولايت او نرسيدهاند ، نيز افضل است . سوم : ملاك فضيلت هر پيغمبرى بر پيغمبر ديگر ، سعهء دايرهء ولايت اوست . دائرهء ولايت هر نبى كه جهت حقى اوست ، هر چه كاملتر باشد مقام نبوت او تمامتر است . چهارم : ممكن است ولى عصرى از اعصار ، افضل از بسيارى از انبياء غير عصر و زمان خود باشد ؛ بلكه امكان دارد ، كه وليى مبدا ظهور و تحقق بسيارى از انبياء باشد . چون اگر وليى تابع نبيى كه افضل از انبياء سابق بر خود است باشد ، اين ولى امكان دارد كه از انبياء مقدم بر نبى متبوع خود افضل باشد . ملاك افضليت ، سعهء دائرهء ولايت است كه جهت حقى است ، نه نبوت كه جهت خلقى و بشرى است . انبياء قبل از خاتم رسل ، مقام نبوتشان ازلى نيست . و همچنين اولياء و تابعان آنها نيز داراى مقام ولايت ازلى نيستند . مقام نبوت حضرت ختمى و همچنين ولايت امير مؤمنان « ع » ازلى است . « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » . و « كنت مع الانبياء سرا و مع محمد جهرا » . و حديث نبوى : « انا و على من نور واحد » ، اشاره به همين معنى است . « 1 »
--> ( 1 ) . بنا بر اصول اماميه « رضى الله تعالى عنهم » ، خلفاى خاتم انبياء و وارثان علم او « ائمهء اثنا عشر » افضل از انبياء اولوالعزم مىباشند . بيانات ائمه در احكام اسلامى و حقايق الهى به نحو اجتهاد نيست ، بلكه علم عترت ، لدنى است ؛ و وارث علم حضرت رسولند . به اين معنى كه حقايق را از منبعى كه پيغمبر اخذ مىنمايند مىگيرند . به همين جهت ، در كثيرى از احكام ، بلكه اكثر احكام شرع كه